تبليغاتX

 بسم الله الرحمن الرحيم ساقی

ساقی
دل ودین و عقل وهوشم همه را به باد دادی .....ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم***فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم***اکر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد***من و ساقی بهم تازیم و بنیادش بر اندازیم***بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه***که از پای خمت روزی بحوض کوثر اندازیم***(حافظ)***خدايا من زغم يا غم زمن بی *** چرا اين زندگانی پر محن بی *** غم من از فراغ روی يار است *** خدايا تا به کی غم رخت تن بی *** (شاعر دريا)***

یا هو....

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

 

دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

***

وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.

 

«از نوشته های خانم عرفان نظر اهاری»

 

2 نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384ساعت 22:1 توسط ...... |


آهنگ وبلاگ


طرح قالب از:  0(شاعردريا)0

*******************************