تبليغاتX
ساقی
 
دل ودین و عقل وهوشم همه را به باد دادی .....ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟
 

یاهو...

 

شاه ترکان چو پسندید به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم؟؟؟

 

مولای من...سالار سال های صبوری

دیشب –از تو چه پنهان-صدای فرشته ها را شنیدم که می گفتند مولای منتظران از ما فرشته تر است...عزیز تر است....

دیشب صدای خدا را شنیدم که تا صبح زمزمه می کرد:«آفرین بر من که نیکوترین آفریدگارانم» وبه تو نگاه می کرد

و یوسف را دیدم که با حسرت روی ابر ها راه می رفت و می گفت:

«این مولای صبور...هم اوسالار قلب هاست  از من یوسف تر است»

من چشمانم را بستم تا هیچ نبینم .....وحضور تو فضای خالی چشمانم و خلا تنهاییم را پر از حس عمیق  دوست داشتن کرد یک دوستی قریب و آشنا و پر از بغض .....بغضی از جنس ناله های شبانه....و حزن عمیق اوج تنهایی یک انسان.....

 

میلادت مبارک

عشق ما را پذیرا باش....که جز این نداریم

 

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 18:25  توسط آزاده  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM