تبليغاتX
ساقی
 
دل ودین و عقل وهوشم همه را به باد دادی .....ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟
 

در توبه مرا گفت که برگیر شرابی

ساقی!تو که خود بیشتر از خلق خرابی!

 

این ماهی دلمرده در این برکه ی دلگیر

جز دوری آن ماه ندیده ست عذابی

 

من عارف دلتنگم یا زاهد دلسنگ؟

هر روز نقابی زده ام روی نقابی

 

یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند

در نامه ی اعمال من مست صوابی

 

ساقی همه بخشوده ی یک گوشه ی چشمیم

آنجا که تو باشی چه حسابی چه کتابی؟!

 

      فاضل نظری

  نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 23:0  توسط آزاده  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM