یاهو...

 

شاه ترکان چو پسندید به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم؟؟؟

 

مولای من...سالار سال های صبوری

دیشب –از تو چه پنهان-صدای فرشته ها را شنیدم که می گفتند مولای منتظران از ما فرشته تر است...عزیز تر است....

دیشب صدای خدا را شنیدم که تا صبح زمزمه می کرد:«آفرین بر من که نیکوترین آفریدگارانم» وبه تو نگاه می کرد

و یوسف را دیدم که با حسرت روی ابر ها راه می رفت و می گفت:

«این مولای صبور...هم اوسالار قلب هاست  از من یوسف تر است»

من چشمانم را بستم تا هیچ نبینم .....وحضور تو فضای خالی چشمانم و خلا تنهاییم را پر از حس عمیق  دوست داشتن کرد یک دوستی قریب و آشنا و پر از بغض .....بغضی از جنس ناله های شبانه....و حزن عمیق اوج تنهایی یک انسان.....

 

میلادت مبارک

عشق ما را پذیرا باش....که جز این نداریم